1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫- چشمان سوگوار -

2
00:01:31,780 --> 00:01:36,030
‫قسمت ۲۱

3
00:01:36,490 --> 00:01:37,820
‫داداش.

4
00:01:38,580 --> 00:01:41,660
‫منم، شیا می.

5
00:01:42,560 --> 00:01:43,950
‫دیگه بهش فکر نکن.

6
00:01:44,870 --> 00:01:47,230
‫فقط یه خواب بد دیدی.

7
00:01:47,230 --> 00:01:50,210
‫تمام اون اتفاقات ترسناک
‫اصلاً واقعی نبودن.

8
00:01:51,250 --> 00:01:53,260
‫مگه من همیشه مراقبت نبودم؟

9
00:01:54,400 --> 00:01:55,920
‫مثل اون دفعه،

10
00:01:55,920 --> 00:01:57,890
‫که ده روز تمام خوابیده بودی.

11
00:02:03,420 --> 00:02:04,720
‫ما با هم یه قولی دادیم.

12
00:02:05,850 --> 00:02:07,970
‫اگه دوباره همدیگه رو دیدیم،

13
00:02:09,500 --> 00:02:11,320
‫با هم می‌ریم آکواریوم،

14
00:02:12,940 --> 00:02:14,840
‫و سوار چرخ و فلک می‌شیم.

15
00:02:18,240 --> 00:02:20,300
‫اون‌وقت همه چیز رو بهت می‌گم...

16
00:02:22,600 --> 00:02:23,790
‫تمام رازهایم رو.

17
00:02:25,650 --> 00:02:26,780
‫داداش.

18
00:02:50,440 --> 00:02:52,810
‫از انسانی که بیشترین شباهت رو به اژدها داره، همین انتظار می‌رفت.

19
00:02:53,870 --> 00:02:55,580
‫آفرین.

20
00:03:00,860 --> 00:03:03,240
‫بقایای «نیزه‌ی مقدس»؟

21
00:03:03,240 --> 00:03:04,890
‫تو شیا می نیستی.

22
00:03:05,670 --> 00:03:07,620
‫تو «یورمونگاند» هستی.

23
00:03:07,620 --> 00:03:08,800
‫آره.

24
00:03:09,690 --> 00:03:11,800
‫من یورمونگاند هستم.

25
00:03:13,090 --> 00:03:15,840
‫امپراتور اژدها، یورمونگاند.

26
00:03:21,540 --> 00:03:24,070
‫جوری رفتار می‌کنی انگار دوست‌دخترت رو خوردم.

27
00:03:27,280 --> 00:03:29,160
‫برو اونجا شیا می رو پیدا کن.

28
00:03:30,270 --> 00:03:33,440
‫من هر چیزی که متعلق به اون بود رو جا گذاشتم.

29
00:03:47,010 --> 00:03:47,990
‫خدانگهدار.

30
00:03:49,500 --> 00:03:51,000
‫خدانگهدار.

31
00:04:08,390 --> 00:04:10,610
‫اینجا واقعاً شبیه مراسم ترحیمه.

32
00:04:13,920 --> 00:04:16,170
‫شیا می توی تابوت خوابیده،

33
00:04:16,170 --> 00:04:18,230
‫چو زیهانگ عضو خانواده‌ست،

34
00:04:18,230 --> 00:04:19,700
‫من کشیشم،

35
00:04:20,400 --> 00:04:23,740
‫و تو... شاهدی.

36
00:05:11,240 --> 00:05:12,750
‫داداش، حالت...

37
00:05:12,750 --> 00:05:14,830
‫من... خوبم.

38
00:05:21,920 --> 00:05:24,870
‫داداش، که بهت گفته بودم.

39
00:05:28,820 --> 00:05:31,640
‫کمکم کن «هفت گناه کبیره» رو بذارم تو جعبه.

40
00:05:32,400 --> 00:05:33,540
‫داریم می‌ریم.

41
00:05:36,000 --> 00:05:38,320
‫می‌تونیم مسیر ریل رو تا «دروازه فوشینگ» دنبال کنیم.

42
00:05:38,320 --> 00:05:40,560
‫داداش، بده من اون رو برات بیارم.

43
00:05:40,560 --> 00:05:42,300
‫خودم می‌ارم. مشکلی نیست.

44
00:05:42,300 --> 00:05:43,280
‫باشه.

45
00:05:45,840 --> 00:05:47,410
‫این چه صداییه؟

46
00:05:47,410 --> 00:05:49,180
‫کسی نباید اینجا باشه.

47
00:05:49,850 --> 00:05:51,200
‫حتماً خیالاتی شدم.

48
00:05:52,610 --> 00:05:53,500
‫این صدای چیه؟

49
00:05:53,500 --> 00:05:54,690
‫داداش، تو هم می‌شنوی؟

50
00:06:07,300 --> 00:06:09,150
‫اون اژدها هنوز زنده‌ست!

51
00:06:09,150 --> 00:06:11,420
‫خودش رو به مردن زده بود! چه حقه‌ی کثیفی!

52
00:06:16,120 --> 00:06:17,730
‫صلیب استخوان اژدها!

53
00:06:20,610 --> 00:06:22,360
‫زخم‌هاش داره خوب می‌شه.

54
00:06:22,360 --> 00:06:24,560
‫من یه اشتباه مرگبار کردم.

55
00:06:24,560 --> 00:06:27,510
‫شیا می شاید بدن انسانی داشته باشه،
‫اما اون هم یک امپراتور اژدهاست!

56
00:06:27,510 --> 00:06:28,280
‫هان؟

57
00:06:29,030 --> 00:06:31,660
‫اون خواهر دوقلوش رو بلعیده،

58
00:06:31,660 --> 00:06:35,760
‫و این‌گونه، امپراتورانِ نشسته بر تخت،
‫در یک کالبد درآمیختند.

59
00:06:37,030 --> 00:06:40,300
‫«هلا»، الهه‌ی مرگ، در حال متولد شدن است.

60
00:06:42,880 --> 00:06:44,500
‫شیاطین باد برگشتن.

61
00:06:44,500 --> 00:06:45,410
‫اون‌ها دارن...

62
00:06:46,640 --> 00:06:48,670
‫به سمت امپراتور اژدها پرواز می‌کنن.

63
00:07:08,720 --> 00:07:12,530
‫وای نه! اون «رقص نابودی شیوا»ست،
‫یانلیگی که پیش‌درآمد «رقص آخرالزمانه».

64
00:07:12,530 --> 00:07:14,340
‫فرار کنین! از اینجا برین بیرون!

65
00:07:38,980 --> 00:07:40,600
‫تمام کرکره‌های مرکز خرید رو ببندید.

66
00:07:40,600 --> 00:07:41,840
‫کل ساختمون رو مهر و موم کنید.

67
00:07:41,840 --> 00:07:42,600
‫اطاعت.

68
00:07:43,860 --> 00:07:46,510
‫پارسی! اینجا محل قدیمی انبار باروته!

69
00:07:46,510 --> 00:07:49,610
‫نیبلونگنِ اینجا ترک خورده، و همین الانشم باز شده!

70
00:07:49,610 --> 00:07:51,670
‫شیاطین باد و زلزله اثباتش هستن!

71
00:07:51,670 --> 00:07:54,610
‫کلِ نیبلونگنِ زیرِ شهر شانگدو داره فرو می‌ریزه!

72
00:07:54,610 --> 00:07:57,120
‫در ضمن، یه نفر می‌خواد با شما صحبت کنه.

73
00:07:59,610 --> 00:08:00,590
‫پارسی هستم.

74
00:08:00,590 --> 00:08:02,250
‫سزار هنوز داخل ساختمونه.

75
00:08:02,250 --> 00:08:05,540
‫صرف نظر از نتیجه، اون باید زنده بمونه.

76
00:08:05,540 --> 00:08:08,420
‫بدون سزار، خاندان هیچ آینده‌ای نداره!

77
00:08:08,790 --> 00:08:11,160
‫متوجه شدم. پس خودم می‌رم داخل.

78
00:08:12,090 --> 00:08:14,440
‫ها؟ شما می‌رین داخل؟

79
00:08:14,440 --> 00:08:16,840
‫اولویت الان بستن تمام ورودی‌هاست.

80
00:08:16,840 --> 00:08:18,900
‫حتی یک شیطان باد هم نباید فرار کنه.

81
00:08:18,900 --> 00:08:21,310
‫دستورات من فقط محافظت از سزاره.

82
00:08:21,310 --> 00:08:24,030
‫بقیه‌ی چیزها بی‌اهمیتن.

83
00:08:24,030 --> 00:08:25,020
‫تو!

84
00:08:27,190 --> 00:08:30,500
‫تانگ سن، از همین لحظه، مسئولیت «پلازای شرقی» با توئه.

85
00:08:30,500 --> 00:08:31,150
‫اطاعت!

86
00:08:31,150 --> 00:08:33,820
‫این شیاطین باد باید از نیبلونگن اومده باشن.

87
00:08:33,820 --> 00:08:34,710
‫لو مینگ‌فی...

88
00:08:35,540 --> 00:08:37,950
‫لو مینگ‌فی تو خطره. باید پیداش کنیم.

89
00:08:42,560 --> 00:08:45,370
‫نونو! نونو! کجایی؟

90
00:08:46,240 --> 00:08:47,250
‫نونو، یه چیزی بگو!

91
00:08:47,520 --> 00:08:49,880
‫حرف بزن نونو! کجایی؟!

92
00:08:49,880 --> 00:08:52,890
‫من هنوز طبقه‌ی بالاام. حالم خوبه.

93
00:08:52,890 --> 00:08:54,610
‫دیدیشون؟ چند نفرن؟

94
00:08:54,610 --> 00:08:55,590
‫اونقدر زیادن که نمی‌شه شمرد.

95
00:08:56,240 --> 00:08:58,390
‫شاید بیشتر از صد تا.

96
00:08:58,390 --> 00:09:01,770
‫دنبال من نگرد. من توی دستشویی زنونه طبقه‌ی چهارمم.

97
00:09:02,450 --> 00:09:05,950
‫همه‌شون رو اینجا گیر انداختم.

98
00:09:07,260 --> 00:09:08,520
‫دیوونه شدی؟

99
00:09:08,520 --> 00:09:10,590
‫تو نه یانلیگ داری نه تجهیزات!

100
00:09:10,590 --> 00:09:12,890
‫چطوری می‌خوای باهاشون بجنگی؟

101
00:09:13,740 --> 00:09:16,780
‫واسه کشتن چند تا جوجه که یانلیگ لازم نیست!

102
00:09:20,610 --> 00:09:21,240
‫ها؟

103
00:09:22,190 --> 00:09:23,580
‫دستگاه ضبط کالج؟

104
00:09:27,240 --> 00:09:30,630
‫من «وان‌بو چیان» هستم. ما مورد حمله‌ی گروه عظیمی از شیاطین باد قرار گرفتیم.

105
00:09:30,630 --> 00:09:32,650
‫این احتمالاً مراسم قربانی برای رستاخیز امپراتور اژدهاست.

106
00:09:32,650 --> 00:09:36,010
‫اگر این ضبط رو دریافت کردید، فوراً با کالج کاسل برای پشتیبانی تماس بگیرید.

107
00:09:36,010 --> 00:09:38,930
‫لو مینگ‌فی... لو مینگ‌فی هنوز توی هزارتو گیر افتاده!

108
00:09:40,660 --> 00:09:41,820
‫قربانی؟

109
00:09:42,260 --> 00:09:44,290
‫رستاخیز امپراتور اژدها...

110
00:09:44,290 --> 00:09:45,560
‫لو مینگ‌فی...

111
00:09:45,560 --> 00:09:47,830
‫نونو! یه چیزی بگو نونو!

112
00:09:47,830 --> 00:09:49,190
‫نونو، چی شده؟

113
00:09:52,070 --> 00:09:55,440
‫یانلیگ: سرزمین پاک، حصار دفاعی.

114
00:09:58,800 --> 00:10:01,490
‫پارسی؟ تو توی شینگو هستی؟

115
00:10:02,270 --> 00:10:04,240
‫پس خانواده توی این "حادثه" دست داره؟

116
00:10:04,240 --> 00:10:06,900
‫نه. این موضوع فراتر از انتظارات خانواده رفته.

117
00:10:06,900 --> 00:10:09,130
‫من پیامی از وان‌بو چیان دریافت کردم.

118
00:10:09,130 --> 00:10:11,500
‫این شیاطین باد قربانی‌هایی برای رستاخیز امپراتور اژدها هستن.

119
00:10:13,220 --> 00:10:16,190
‫تحلیل من نشون می‌ده که اون داره از یانلیگ «رقص نابودی شیوا» استفاده می‌کنه.

120
00:10:16,190 --> 00:10:18,050
‫شیاطین باد دارن خودشون رو قربانی می‌کنن.

121
00:10:18,050 --> 00:10:20,360
‫«رقص نابودی شیوا» به سرعت داره انرژی جمع می‌کنه.

122
00:10:20,360 --> 00:10:22,300
‫اون داره یه یانلیگ در سطح آخرالزمان رو آزاد می‌کنه.

123
00:10:22,300 --> 00:10:24,970
‫من همچنین دیدم که لو مینگ‌فی توی لانه‌ی امپراتور اژدها گیر افتاده.

124
00:10:24,970 --> 00:10:29,150
‫ما باید جلوی برگشتن شیاطین باد به لانه رو بگیریم تا به اون فرصت فرار بدیم.

125
00:10:29,150 --> 00:10:32,000
‫نگران نباش. من حلش می‌کنم.

126
00:10:32,000 --> 00:10:34,360
‫تو همونجا بمون و از خودت محافظت کن.

127
00:10:36,170 --> 00:10:38,990
‫کار... احمقانه‌ای نکن.

128
00:10:40,810 --> 00:10:42,780
‫بالاخره یه حرف قشنگ زدی.

129
00:10:45,180 --> 00:10:46,870
‫استاد، شما نمی‌تونید برید!

130
00:10:47,210 --> 00:10:50,640
‫شیاطین باد دارن تعقیبتون می‌کنن چون اون تیر کمان آتشین دست شماست.

131
00:10:55,260 --> 00:10:56,670
‫متوجه شدم.

132
00:10:58,220 --> 00:11:01,180
‫پس هرکی اینو حمل کنه طعمه‌ست، درسته؟

133
00:11:01,790 --> 00:11:05,440
‫با من به عنوان طعمه، اون موجودات به اینجا جذب می‌شن.

134
00:11:06,050 --> 00:11:07,140
‫این عالی نیست؟

135
00:11:07,140 --> 00:11:08,850
‫باید بدیش به من.

136
00:11:09,290 --> 00:11:11,650
‫راستش، بدم نمیاد که طعمه باشم.

137
00:11:12,610 --> 00:11:13,810
‫تازه...

138
00:11:16,710 --> 00:11:19,400
‫استاد، دارید چیکار می‌کنید؟

139
00:11:20,960 --> 00:11:21,490
‫استاد!

140
00:11:22,840 --> 00:11:23,950
‫استاد!

141
00:11:52,590 --> 00:11:57,010
‫اون از تکنیک «خشم خون» استفاده کرد تا خونش رو خالص‌سازی کنه!

142
00:11:57,840 --> 00:12:01,760
‫لو مینگ‌فی عضو اتحادیه دانشجویی منه، پس طبیعتاً باید نجاتش بدم.

143
00:12:03,280 --> 00:12:05,490
‫باد تاریک به تیغه‌ای برنده تبدیل می‌شود.

144
00:12:06,830 --> 00:12:09,780
‫یانلیگ اون تکامل پیدا کرده. قابلیت حمله پیدا کرده!

145
00:12:10,670 --> 00:12:13,960
‫یانلیگ: داس خون‌آشام!

146
00:12:13,960 --> 00:12:15,840
‫اینجا میدان نبرد کلاغ‌هاست،

147
00:12:15,840 --> 00:12:19,140
‫و او رهبر هزاران لشکر شده است!

148
00:12:21,680 --> 00:12:23,000
‫اون یه قطاره؟

149
00:12:27,530 --> 00:12:30,430
‫این قطار احتمالاً سنش از من بیشتره. اصلاً راه می‌ره؟

150
00:12:30,430 --> 00:12:32,010
‫برو تو یه نگاهی بنداز.

151
00:12:32,010 --> 00:12:33,360
‫باید بتونم روشنش کنم.

152
00:12:33,360 --> 00:12:34,120
‫باشه.

153
00:12:42,340 --> 00:12:45,570
‫ریل‌ها هم برق می‌خوان. ردیفش می‌کنم.

154
00:12:46,390 --> 00:12:49,410
‫اما... وقتی روشنش کردی خودت چطوری سوار می‌شی؟

155
00:12:50,310 --> 00:12:52,120
‫فقط لازمه تو سوار قطار بشی.

156
00:12:53,170 --> 00:12:56,000
‫ها؟ چ-چرت و پرت نگو!

157
00:12:56,000 --> 00:12:59,010
‫نمی‌تونی تنهایی از پسش بربیای! هیچکس نمی‌تونه!

158
00:12:56,380 --> 00:12:59,800
‫زنده بمون، و برو از کسایی که دوستشون داری محافظت کن.

159
00:12:59,010 --> 00:13:00,920
‫داداش! داداش!

160
00:13:06,510 --> 00:13:07,930
‫داداش...

161
00:13:07,930 --> 00:13:10,110
‫حتی الان هم مثل پیرزن‌ها غر می‌زنی.

162
00:13:10,640 --> 00:13:13,620
‫همیشه خدا همین شکلیه.

163
00:13:14,180 --> 00:13:15,610
‫تو واقعاً منو دست‌کم می‌گیری!

164
00:13:16,890 --> 00:13:19,300
‫همه توی کالج همین‌طوری رفتار می‌کنن.

165
00:13:19,300 --> 00:13:21,070
‫به نظر میاد بهت اهمیت می‌دن،

166
00:13:21,440 --> 00:13:23,570
‫ولی هیچ انتظاری ازت ندارن.

167
00:13:23,570 --> 00:13:26,940
‫دفعه‌ی قبل، شام خوردن با یه دختر وظیفه‌ی من بود.

168
00:13:27,760 --> 00:13:30,950
‫این دفعه هم، فرار کردن وظیفه‌ی منه.

169
00:13:31,360 --> 00:13:35,410
‫آره، هیچکس فکر نمی‌کنه من به دردی بخورم.

170
00:13:35,730 --> 00:13:37,420
‫هیچکس انتظاری نداره.

171
00:13:37,750 --> 00:13:40,840
‫کاری که یه آدم می‌تونه بکنه کاملاً وابسته به نژاد خونیش نیست،

172
00:13:40,840 --> 00:13:42,760
‫بلکه به چیزیه که می‌خواد بهش برسه.

173
00:13:42,760 --> 00:13:45,970
‫بدون هدفی که حاضر باشی براش همه چیزت رو ریسک کنی و تمام توانت رو بذاری،

174
00:13:46,530 --> 00:13:48,470
‫موفق نمی‌شی.

175
00:13:49,430 --> 00:13:51,930
‫حتی اگه نژاد خونیت قوی‌تر از ما باشه.

176
00:13:51,930 --> 00:13:53,940
‫داداش، خیلی باحالی.

177
00:13:54,910 --> 00:13:58,650
‫یه پسری که حتی قرار نذاشته،
‫درباره دخترا از توی کتاب‌ها می‌خونه،

178
00:13:58,650 --> 00:14:01,940
‫هیچی نمی‌گه و همه چیز رو از دست می‌ده.

179
00:14:02,690 --> 00:14:07,110
‫یه آدم معذب این شکلی زندگیش رو به طرز عجیبی غم‌انگیز می‌کنه.

180
00:14:07,990 --> 00:14:11,950
‫و حالا هم داره اون زندگی غم‌انگیز رو با خودش به گور می‌بره.

181
00:14:11,950 --> 00:14:12,910
‫احمق نباش!

182
00:14:13,440 --> 00:14:16,670
‫ریسک کردن جونت چه فایده‌ای داره؟ می‌میری!

183
00:14:17,580 --> 00:14:21,700
‫تنها کسی که حق داره روی زندگیش قمار کنه... منم!

184
00:14:22,640 --> 00:14:25,410
‫به هر حال، من از اوناییم که وقتی تحت فشار باشه دیوونه می‌شه.

185
00:14:25,410 --> 00:14:29,380
‫تو بپری، منم می‌پرم!

186
00:14:38,940 --> 00:14:40,620
‫نمی‌تونم بشکنمش...

187
00:14:42,080 --> 00:14:46,190
‫نمی‌تونم... قلمروی «رقص نابودی شیوا» رو بشکنم!

188
00:14:47,540 --> 00:14:50,570
‫یک... یک بار دیگه.

189
00:14:50,570 --> 00:14:52,460
‫خشم خون!

190
00:14:52,460 --> 00:14:56,120
‫آزادسازی... قلب امپراتور اژدها!

191
00:15:02,000 --> 00:15:03,130
‫بابا...

192
00:15:28,300 --> 00:15:30,470
‫بابا...

193
00:15:35,370 --> 00:15:36,370
‫لو مینگ‌زه!

194
00:15:36,700 --> 00:15:37,660
‫بله، قربان!

195
00:15:55,350 --> 00:15:56,590
‫داداش...

196
00:15:57,170 --> 00:15:59,520
‫داداش، بیدار شو!

197
00:16:01,050 --> 00:16:04,060
‫موفق شدم؟

198
00:16:04,060 --> 00:16:06,720
‫موفق شدی.

199
00:16:07,300 --> 00:16:08,890
‫ماموریت انجام شد.

200
00:16:09,780 --> 00:16:13,070
‫من گزارش ماموریت رو می‌نویسم. نگران نباش.

201
00:16:13,360 --> 00:16:14,820
‫خوبه.

202
00:16:16,860 --> 00:16:18,290
‫یه کم استراحت کن.

203
00:16:19,000 --> 00:16:20,990
‫من آمبولانس خبر می‌کنم.

204
00:16:29,840 --> 00:16:31,230
‫ببخشید...

205
00:16:32,090 --> 00:16:33,580
‫بابت چی؟

206
00:16:34,320 --> 00:16:36,470
‫نمی‌شه مثل آدم سوار شیم؟

207
00:16:38,000 --> 00:16:40,540
‫من یه سری چرت و پرت بهت گفتم.

208
00:16:41,330 --> 00:16:43,890
‫ولی تو تنها رتبه S مایی.

209
00:16:44,780 --> 00:16:47,060
‫تو از همه‌ی ما جلو می‌زنی.

210
00:16:47,840 --> 00:16:51,580
‫آینده مال توئه. همیشه بوده.

211
00:16:52,320 --> 00:16:54,740
‫تو و همه‌ی سال پایینی‌ها...

212
00:16:55,920 --> 00:16:58,150
‫آینده متعلق به شماست.

213
00:17:01,980 --> 00:17:04,130
‫سخنرانی قشنگی بود.

214
00:17:06,350 --> 00:17:07,760
‫اون داره می‌میره.

215
00:17:07,760 --> 00:17:10,660
‫داداش، تو هم داری می‌میری.

216
00:17:11,160 --> 00:17:12,660
‫می‌دونم.

217
00:17:14,510 --> 00:17:17,330
‫اونقدرها هم که فکر می‌کردم دردناک نیست.

218
00:17:18,290 --> 00:17:19,300
‫می‌خوای معامله کنیم؟

219
00:17:19,300 --> 00:17:20,290
‫آره.

220
00:17:24,860 --> 00:17:26,440
‫باید زودتر می‌گفتی!

221
00:17:26,440 --> 00:17:29,060
‫تا الان همه چی رو برات ردیف کرده بودم.

222
00:17:29,690 --> 00:17:31,170
‫راستش...

223
00:17:32,500 --> 00:17:34,630
‫اصلاً دلم نمی‌خواد باهات معامله کنم.

224
00:17:35,120 --> 00:17:37,000
‫انقدر از من می‌ترسی؟

225
00:17:37,000 --> 00:17:38,630
‫ولی بازم قبول کردی.

226
00:17:39,190 --> 00:17:41,030
‫چرا داداش؟

227
00:17:41,030 --> 00:17:43,330
‫راستش، تو از تنها موندن می‌ترسی.

228
00:17:43,700 --> 00:17:45,480
‫واقعاً؟

229
00:17:45,480 --> 00:17:49,390
‫راستش، الان که فکر می‌کنم، یکم می‌ترسم.

230
00:17:50,590 --> 00:17:52,700
‫دلم نمی‌خواد همیشه تنها باشم.

231
00:17:52,700 --> 00:17:53,760
‫خوبه.

232
00:17:54,320 --> 00:17:56,090
‫می‌فهمم چی می‌خوای.

233
00:17:56,880 --> 00:18:00,550
‫تو استراحت کن و بقیه‌ش رو بسپار به من.

234
00:18:00,550 --> 00:18:04,020
‫کسانی که جلویمان بایستند... باید بمیرند.

235
00:18:04,720 --> 00:18:06,620
‫این قانون ماست!

236
00:18:10,770 --> 00:18:13,530
‫چیزی در برابر هیچ (Something For Nothing).

237
00:18:15,320 --> 00:18:16,950
‫۶۰ درصد.

238
00:18:17,560 --> 00:18:19,770
‫ادغام!

239
00:18:35,270 --> 00:18:36,900
‫قدرت یعنی این.

240
00:18:37,820 --> 00:18:40,070
‫انگار کل دنیا توی مشتمه.

241
00:18:40,810 --> 00:18:42,640
‫ایستاده بر قله،

242
00:18:42,640 --> 00:18:44,320
‫هر کس که مقابلمان باشد نابود خواهد شد.

243
00:18:45,650 --> 00:18:46,690
‫لغو کن.

244
00:18:49,560 --> 00:18:50,480
‫لغو کن.

245
00:18:56,940 --> 00:18:58,030
‫لغو کن!

246
00:19:16,880 --> 00:19:19,760
‫بالاخره جدی شدی. بیا!

247
00:19:39,120 --> 00:19:41,030
‫خون یک امپراتور...

248
00:19:44,090 --> 00:19:45,820
‫باید با شمشیر پایان یابد!

249
00:19:55,420 --> 00:19:58,300
‫فوتسو نو میتاما، آمه نو هاباکیری!

250
00:20:08,060 --> 00:20:10,300
‫سرعتش دیوار صوتی رو شکسته.

251
00:20:17,860 --> 00:20:19,970
‫هه، حیوان!

252
00:20:54,150 --> 00:20:56,790
‫در برابرم زانو بزن!

253
00:21:03,520 --> 00:21:06,620
‫بهای گناهت را با درد خواهی پرداخت!

254
00:21:09,240 --> 00:21:10,910
‫اینویدیا (حسادت)، آسیدیا (تنبلی)،

255
00:21:11,670 --> 00:21:12,750
‫بیایید!

256
00:21:20,920 --> 00:21:24,630
‫بهای تکبرت را با چشمانت خواهی پرداخت!

257
00:21:30,720 --> 00:21:32,430
‫سوپربیا (غرور)، آواریتیا (طمع)،

258
00:21:32,800 --> 00:21:33,560
‫بیایید!

259
00:21:51,730 --> 00:21:55,160
‫بهای خیانتت را با خون خواهی پرداخت!

260
00:22:02,770 --> 00:22:05,380
‫قلمروی کیمیاگریِ امپراتور برنز و آتش،

261
00:22:08,510 --> 00:22:10,010
‫تکمیل شد!

